نگار جوننگار جون، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره
پیمان مهرمامان وباباپیمان مهرمامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره
مریم جونمریم جون، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره

.:♥♥فرشتــه های آســمونی♥♥:.

بعد از مدتها دیدن این وبلاگ و خوندن خاطرات خنده به لبام میاره

نگار عجول

سلام نگارم گل روزگارم  دارو ندا رم  عمرم  پائیزو بهارم وای نگارم نگارم یادم رفته بود که چیزای مهم ودونستنی رو برات بنویسم دختر گلم همان طور که نوشتم برات شما قند   وعسل مامان ساعت 10:55 روز چهار شنبه 14 دی بدنیا امدی که ساله نهنگ بود  درسن 5ماه و14 روزگی سینه خیز رفتی  در6ماه کامل چهار دست وپا راه رفتی  و در 6 ماه و13 روزگی هم 2 تا دندون با هم در اوردی   بازم مونده خانم در 6ماه و3 هفتگی با کمک مبل می ایستی و قدم بر می داری  عزیز بهتر از جانم امیدوارم همیشه در سلامت کامل باشی گلم                 ...
10 شهريور 1392

تولد 3 سالگی مریم الماس درخشان زندگیم

سلام الماس من زمردم  یاقوتم  فیروزه ام  تولدت مبارک عزیزم داری بزرگ میشی ها          جونم برات بگه : منو بابایی از یه روزه قبل همه کارهایه تولدتو  انجام دادیم  از جمله تزئین خونه و سفارشه کیک دعوته مهمون ها ووووتا اینکه شب تولدت رسید نا گفته نمونه که ما یه شب زودتر برات  تولد گرفتیم  یعنی 5 شنبه که جمعه حسابی استراحت کنیم  خلاصه من دخترهای گلمو حسابی  خوشگل کردم اهان یادم رفته که بگم مامان مریم براتون لباس های نازی خریده هم برای تو هم برای نگار  برای تو دختر ناز کفش و ساپورت وجوراب وتاج هم خرید (مرسی مامان مریم  مهربون   زحمت کشیدی) وقتی بابایی شروع به ارگ زدن کرد ما هم شروع به رقصیدن کردیم همه وهمه...
25 مرداد 1392

گردش عید فطر

سلام هستی من نفس من قلبم روحم  عشقم امیدهای من (مریم و نگارم ) عزیزای من بابایی 5شنبه شب ما رو برده خونه مامان مریم تا برای روز عید برنامه ریزی کنیم برنامه از این  قرار بود که شب راهی پهنه کلا شیم و سوئیت بگیریم تا فرداش بمو نیم وقتی که رسیدیم جا برایارک نبود  خیلی شلوغ بود ممی با هزار دردسر تونست سوئیت بگیره وقتی که جا به جا شدیم مامان مریم حصیر انداخت تو حیاط  هوا هم خیلی خیلی خنک بود بعد از کمی استراحت بابا جون مریم جونو برده بگردونه  دختر زیبای من    با بابا جونش 1 ساعتی غیب شدین وقتی که امدید تو دست مریم جونم کلی چیز بود باباشو حسابی سر کیسه کرده بود اره قشنگم شما دختر گل از بابا یه گیت...
18 مرداد 1392

پیشاپیش عید تان مبارک

    نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد باده خرم عید است که در ساغر شد روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . . عید سعید فطر بر شما مبارک . .     ...
17 مرداد 1392