اولین رفتنه به جنگل مریم ونگار در سال 93
سلام مریم ونگار عزیزم الهی قربون دخترای قشنگم برم با اون روحیه سبزشون امروز اومدم تا خاطره اولین جنگل سال نو رو براتون بنویسم روز پنج شنبه بابایی برای تفریح ماها و آقا جون ومامان فاطمه رو به جنگل های شهرک صنعتی برد قبل از ظهر ما به اونجا رسیدیم وبرای ناهار هم بابایی برامون تدارک کباب گوشت رو دیده بود منم از خونه همهء وسایل مورد نیاز وحتی برنج ناهار رو آماده کرده بودم وخلاصه حصیر رو پهن کردیم وراحت لم دادیم وچای خوردیم بابایی هم تو راه کلی تنقلات ونوشیدنی خریده بود رو آورد وشما مریم ونگار عزیز مشغول خوردن شدین از اونجایی که جنگل پر از بوی بهار وگل های وحشی شده بود اشتهامو...
نویسنده :
زیــنب (مامان)
12:11








